تبليغاتX
خودشکوفایی(self-actualization)
مسائل روان شناسی و موضوعات اجتماعی

تعاریف متعددی از روانشناسی صنعتی از سوی روانشناسان ارائه شده است، اما یک تعریف ساده و قابل درک از روانشناسی صنعتی چنین است: “ کاربرد و توسعه اصول و یافته های روانشناختی برای حل مشکلات کاری نوع بشر در صنعت، تجارت، خدمات و سازمانهای پژوهشی“.

چنین تعریفی ممکن است سئوالات زیادی در ذهن افراد مبتدی در این زمینه بوجود آورد. اولین سؤال ممکن است این باشد: روانشناسی چیست؟ بدون فهمیدن این موضوع که روانشناسی چیست، درک و معنی روانشناسی صنعتی- که به تعبیری همان کاربرد اصول روانشناسی در حل مشکلات آدمی در صنعت است- کار مشکلی است. در این مقاله هرگاه سخن از صنعت به میان می آید منظور تمامی انواع سازمانهای کاری اعم از تجاری، صنعتی، تربیتی، دولتی و مذهبی است.

● ارتباط روانشناسی و روانشناسی صنعتی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:28 | لینک  | 

   اولین بار در سال 1990 روانشناسی به نام «سالوی» ، اصطلاح هوش هیجانی را برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به کار برد. درحقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است. به عبارتی عاملی است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه می کند و به واسطه داشتن مهارتهای اجتماعی بالا منجر به برقراری رابطه خوب با مردم می شود.
تئوری هوش هیجانی دیدگاه جدیدی درباره پیش بینی عوامل مؤثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم می کند که تکمیل کننده علوم شناختی، علوم اعصاب و رشد کودک است. قابلیتهای هیجانی برای تدبیر ماهرانه روابط با دیگران بسیار حائز اهمیت است.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:54 | لینک  | 

  محدودیت های برنامه ریزی فرهنگی

دکتر محمد علی اکبری

از ديرباز درباره نسبت و رابطه ميان برنامه ريزي و فرهنگ دو رويكرد كلان وجود داشته است . برابر رويكرد اول فرهنگ داراي ساختار ويژه اي است كه دگرگونيها و تغييرات آن كاملاً تابع ساز و كارهاي دروني و تاريخي اش مي باشد و به هيچ رو نمي توان از بيرون و مطابق طرح و برنامه اي خاص تغييرات پيش بيني شده اي را در آن پديد آورد.

اما رويكرد دوم فرهنگ را همان ساير پديده هاي اجتماعي قلمداد مي كند و امكان برنامه ريزي در اين زمينه را ميسر و تا حدود زيادي ضروري مي انگارد . ظاهراً تجارب بشر در زمينه تغيير فرهنگي كه طي دهه هاي اخير صورت پذيرفت، تا حدود زيادي صاحبنظران را متقاعد كرده است كه مي توان با تكيه بر برنامه ريزي هاي معيني به دگرگوني هاي مطلوبي در حوزة امور فرهنگي دست يافت .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 2:4 | لینک  | 


آیا در برنامه ریزی فرهنگی اجتماعی نیازسنجی را جدی گرفته ایم؟
    مطلب حاضر بر اساس اهمیت نیازسنجی فرهنگی و نقش آن در برنامه ریزی تنظیم شده است. 

 " نیاز "عبارتست از فاصله و خلاء بین واقعیت موجود و شرایط مطلوب که با توجه به ارزشهای جامعه امکان بروز پیدا می کند و اگر امکان تغییر شرایط برای ارضاء آن وجود نداشته باشد به صورت بالقوه باقی می ماند.  نگاهی به نیاز از دیدگاه های مختلف نشان می‌دهد بسیاری از نیازها ریشه در فرهنگ و روابط اجتماعی داشته و برآورده شدن آنها از طریق نهادهای فرهنگی اجتماعی و آموزشی صورت می گیرد. برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی در تمامی سطوح مستلزم شناخت نیازهای اساسی جامعه و فراهم کردن شرایط و امکاناتی است که افراد بتوانند در حد مناسب و متعادل به رفع نیازهای خود بپردازند .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 21:47 | لینک  | 

 

چگونه عادت مطالعه و كتاب خواندن را در كودكان تقويت كنيم.

 

چند راهکار ساده:

 

1.   هر روز طبق برنامه اي منظم مطالب و يا داستانهايي براي كودك بخوانيد.

قبل از خواب زمان مناسبي براي خواندن مطالب و يا داستان مي باشد .

 

2.   با كتاب هايي كه براي كودك جذابيت بيشتري دارد شروع كنيد.

     استفاده از كتابهايي كه داراي عكس هاي رنگي و متحرك و زيبا مي باشند توصيه مي شود.

3.   كتاب خواندن را با فعاليت هاي ديگر تركيب كنيد.

استفاده از باز يهاي نمايشي نقاشي و خمير مجسمه سازي براي بيان داستانهاي كتاب كودك بسيار مفيد است.

 

4.   در منزل ذهن كودك را با لغات و كلمات مختلف آشنا سازيد.

     در محيط خانه كلمات مختلف را بر روي كاغذ نوشته و جاي مناسبي نصب كنيد همچنين توجه كودك را به عنوان هاي مجله  كتاب  روزنامه و...جلب كنيد.

5.   وسايل مختلف براي نوشتن و خواندن در اختيار كودك قرار دهيد.

     دراختيار گذاشتن وسايل مختلفي مانند: مداد  مازيك  قلم  كاغذ باابعاد گوناگون رنگ  الفباي پلاستيكي  ماشين تايپ  پازل حروف و... كمك كننده خواهد بود.

6.   كودك خود را به عضويت كتابخانه ي نزديك محل سكونت درآوريد.

 

7.   نشريات و مجلات مخصوص كودكان را براي كودك خود خريداري كنيد.

8.   براي خودتان برنامه ي منظم مطالعه داشته باشيد چون َكودك با مشاهده ي مطالعه ي روزانه ي شما بصورت غير مستقيم به كتاب خواندن ترغيب خواهد شد.

     ادامه دارد.. ......

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 9:38 | لینک  | 


 رفتارهای ناسازگار در کودکان


رفتار‌هاي ناسازگار:

رفتارهای ناسازگار رفتارهايي هستند که با نظر پدر و مادر، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد.

رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي‌کند به‌طوري که خود نيز تحت تأثير واکنش‌هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي‌شوند.

انواع رفتارهاي ناسازگار:

روانشناسان معمولاً رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيم‌بندي مي‌کنند:

1- اختلال بيش فعالي و کمبود توجه

2- اختلال لجبازي و نافرماني

3- اختلال سلوک

گرچه شباهت‌هاي زيادي بين آن‌ها وجود دارد، ولي ويژگي‌هاي متمايزکننده‌اي هم در آن‌ها به چشم مي‌خورد. ممکن است علايم هر سه طبقه در يک کودک ديده شود که براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر کدام اشاره مي‌نماييم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 11:40 | لینک  | 

مردم و مدیریت شهری

     امروزه،  كلان شهرها رو به افزایش هستند و همچون قارچ، رشد كرده و مي كنند. بسياري از اين شهرها، نيز مات و مبهوت از توسعه نامتوازن، در حصار كمربندهاي فقر، حلبي آبادها و حاشيه ها، در دفاع از خود بازمانده اند و به دشواري نفس مي كشند.
     اگرچه اين سال ها و اين روزها، شهرها همچنان به آرمان و آرزوي شهروندانش بي اعتناست ولي هنوز كه هنوز است روستانشينان در سوداي زندگي بهتر و آرزوي ديرين ايجاد اشتغال و تامين معيشت، تن به مهاجرت و سر به زندگي در شهرها مي سپارند و بر حجم هماره شهرهاي كوچك و بزرگ مي افزايد.
     اما به راستي، چه بر سر شهرهاي امروزي آمده است كه بايد بار چنين مشكلاتي را بر دوش بكشند. مهاجرت، ترافيك، آلودگي هوا، سيماي شهري نامناسب، ناپايداري ساختمان ها، فقدان تا سيسات زيربنايي، ساخت و سازهاي غيراصولي و... و از سويي معضلات اجتماعي، نابساماني، حاشيه نشيني، فقر، تكدي، اعتياد، فساد، فحشا و بچه هاي خياباني و.. را گريزي از واماندگي بسياري از شهرهاي امروز از توسعه متوازن نيست. چرا كه اين وضعيت به طور تقريبي در هر جايي كه سيل شهرنشيني به محله هاي بن بست و خيابان هاي بلند رسيده باشد، به آساني قابل لمس است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 21:26 | لینک  | 

عزت نفس و تصویر ذهنی از خود

   عزت نفس یعنی چقدر افراد برای خود احترام قائلند، چقدر نسبت به خود احساس غرور می کنند، و  به نظرشان چقدر ارزشمندند. عزت نفس از این نظر دارای اهمیت است که احساس شما نسبت به خودتان بر اعمال و رفتار شما تاثیر می گذارد. افرادی که عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی دارند، سریعتر دوست پیدا می کنند، بر رفتارهای خود کنترل بیشتری دارند و از زندگی بیشتر لذت می برند.

تصویر ذهنی از خود، یعنی احساس فرد نسبت به ظاهر فیزیکی و جسمانی خود.

   در بیشتر مردم، به ویژه نوجوانان، تصویر ظاهری رابطه ی بسیار نزدیکی با اعتماد به نفس دارد. به این خاطر که وقتی افراد از دوران کودکی به نوجوانی منتقل می شوند، دیدگاه دیگران نسبت به آنها برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

عوامل موثر بر عزت نفس:

1.بلوغ

 برخی از نوجوانان در آستانه بلوغ به خاطر تغییراتی که در جسم شان بوجود می آید با اعتماد به نفس خود در کشمکش هستند. این تغییرات، به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن، باعث می شود افراد خود را  با دیگران مقایسه کنند. آنها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشه ها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما، یا مجلات می بینند مقایسه کنند.

اما مقایسه خود با دیگران کاری غیر ممکن است، چون تغییراتی که با رسیدن بلوغ ایجاد می شود، در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد زود به بلوغ می رسند، درحالیکه بعضی دیگر دیر بالغ می شوند. برخی از نوجوانان در این دوره چاق می شوند، برخی دیگر با وجود پرخوری همانطور لاغر می مانند. همه ی این مسائل به ژنتیک افراد بستگی دارد.

 تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می شود، می تواند بر احساس فرد نسبت به خویش تاثیر بگذارد. بعضی دخترها ممکن است از رشد و بالغ شدن اندامشان احساس ترس یا خجالت کنند. بعضی دیگر آرزو می کنند کاش زودتر رشد کرده و بالغ می شدند. دخترها خودشان را تحت فشار می گذارند تا لاغر بمانند و اندامشان بر هم نخورد، اما پسرها دوست دارند اندامشان بزرگتر و عضلانی تر شود.

2.تاثیرات بیرونی

  البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس افراد تاثیر می گذارد. عوامل بسیار دیگری (مثل تصویر رسانه ها از دختران لاغر و مردهای عضلانی) نیز می تواند بر تصویر ذهنی فرد از خود، تاثیر گذار باشد.

زندگی خانوادگی نیز می تواند بر عزت نفس افراد تاثیر بگذارد. برخی از والدین عادت دارند به جای تحسین و تمجید فرزندانشان، پیوسته از آنها عیب جویی کنند. این انتقادها و عیبجویی ها باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوانان شود.

همچنين یك فرد ممکن است از طرف همکلاسی ها و دوستانش نیز مورد اذیت و آزار قرار گیرد. گاهی اوقات تبعیضات نژادی و قومی مبنای این انتقادات قرار می گیرد. گرچه اکثر اوقات این انتقادات و توهین ها از حماقت و نادانی فرد منتقد منشاء  می گیرد، اما می تواند بر اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خود تاثيرگذار باشد.

عزت نفس سالم

   اگر تصویر ذهنی شما از خودتان مثبت باشد، خود را آنطور که هستید می پذیرید. این برخورد صحیح باعث می شود بتوانید از سایر جنبه های رشد کردنتان نیز بهره بگیرید، مثل محکم کردن پایه های دوستی، مستقل تر شدن از والدین و رقابت با خود چه از نظر فیزیکی و چه عقلی. توسعه ي این جنبه ها می تواند عزت نفس شما را افزایش داده و تقویت کند.

یک برخورد مثبت و خوشبینانه می تواند به افراد در دستیابی به عزت نفس کمک کند. مثلاً اگر افراد هنگام ارتکاب به اشتباه به جای گفتن، "من یک شکست خورده هستم" بگویند "من هم یک آدمم و جایزالخطاء"، و دست از سرزنش و ملامت کردن دیگران بردارند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهند کرد.

دانستن اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی و رضایت شما می شود، به شما کمک می کند تا خود را تواناتر و قوی تر ببینید. برخورد مثبت و شیوه زندگی سالم (مثل ورزش کردن و داشتن رژیم غذایی سالم) برای دستیابی به اعتماد به نفس اهمیت بسیار زیادی دارد.

نکاتی برای ارتقاء تصویر ذهنی از خود

  برخي افراد تصور می کنند برای اینکه بتوانند احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، باید ظاهرشان را تغییر دهند. اما آنچه واقعاً باید انجام دهید این است که راه دیدن و احساس کردن خودتان را تغییر دهید.

اولین قدم، تشخیص این است که این بدن متعلق به شماست، اهمیتی ندارد که چه شکلی، چه اندازه ای یا چه رنگی دارد، هرچه که هست مال شماست. اگر خیلی نگران سایز و وزنتان هستید، می توانید به پزشک مراجعه کنید تا درصورت وجود مشکل راهنمایی تان کند.

قدم بعدی این است که ببینید قادر به تغییر کدام يك از جنبه های ظاهری خود هستید و کدام جنبه ها را نمی توانید تغییر دهید. همه ی  آدم ها (حتی زیباترین و خوش اندام ترین هنرپیشه) هم به نظر خود اشکالاتی دارد که قادر به تغییر دادن آن نیست. هرچه در توان دارید انجام دهید تا ظاهرتان آنطور باشد که شما می خواهید. اما اگر قادر به تغییر آن نیستید، این دیگر تقصیر شما نبوده است. باید از آنگونه که هستید راضی و خرسند باشید.

اگر چیزهایی هست که قادر به تغییر آن هستید (مثل وزن و چاقی و لاغری) برای خود هدف سازی کنید تا به اندام دلخواه خود دست یابید. اگر می خواهید لاغر شوید و اندام متناسبی داشته باشید، ورزش کنید و رژیم غذایی مناسبی داشته باشید.

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:0 | لینک  | 


بهداشت روانی (Mental Health)


نگاه کلی

  • کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
  • چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
  • چگونه می‌توانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
  واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم می‌شود. ولی آنها همپوشی‌های زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند).

  بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیب‌های روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد "
پیشگیری ، درمان و توانبخشی" می‌شود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.

تعاریف بهداشت روانی

تعریف سازمان بهداشت جهانی

سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."

تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا

انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربو به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 1:0 | لینک  | 


هرم نیازهای مازلو
آبـراهـام مـازلـو بـراي نـخستـيـن بـار مـدل سـلسـله مراتب
نـيازهاي انسان را پايه گذاري كرد(هرم نيازهاي مازلو). كه البته بـعدها
روان شناسان ديگر اين جدول سلسله مراتب نيازها را توسعه دادند.
هر انساني در زندگي براساس نيازهايي برانگيخته و تحريك
مي شود كه عمده ترين آنها به مـنـظور حفظ حـيات است.
 

      بنـيـادي تـرين نـيـازهـا نيازهاي مـوروثـي و فـطـري است كه طي ساليان طولاني تكامل يافته اند. آبراهام مازلو معتقد بود كه انسانـها بـايد نخست نيازهاي بنيادين خود را ارضا و بر آورده كنند تا انگيزه براي تكامل به نيازهاي عالي در وجـودشان شكل بگيرد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 21:51 | لینک  | 

در اين بخش سعي شده به برخي دیگرازنکات جهت دستیابی به موفقيت تيترواراشاره گردد اميدوارم كه سودمند باشد.( ۳)

 

توصیه هایی در خصوص دستيابي به موفقيت در زندگي:

۱.امروزه موفقيت فرمول بندي شده است، كساني كه در جست و جوي آن هستند، قبل از هر چيز نيازمند علم و آگاهي كافي نسبت به تكنيك‌هاي آن مي‌باشند.

۲.علم، تجربه و عقل ثابت كرده‌اند كه بخش عمده وجود ما نامرئي است، بنابراين معناي جامع و كامل موفقيت، مفهومي است كه در برگيرنده بعد نامرئي وجود انسان نيز مي‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 9:51 | لینک  | 


راه حل هاي برخورد با مشكل


1. زندگي بدون داشتن مشكل و مساله مصيبت بار و غم انگيز است.

2. زنده ها هميشه مساله دارند شما به اندازه ي عظمت مشكلات تان زنده ايد.

3. مشكل خود را بشناسيد تمام جوانب آن را به روش علمي و منطقي بررسي كنيد.

4. در برخورد با مسايل خونسرد باشيد واكنش هاي ناگهاني نشان ندهيد.

5. مغز انسان براي تفكر و نتيجه گيري صحيح نياز به آرامش دارد.

6. راه تمام مسايل در ذهن شماست به خودتان فرصت مناسب را براي چاره جويي بدهيد.

7. ايمان به پيروزي ركن اصلي رسيدن به مقصود است.

 

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 21:44 | لینک  | 


جوانان و تخیل گرايي



"عالم واقعي محدود است ولي دنياي خيال حد و اندازه ندارد ."  روسو

" من دو زندگي دارم : زندگي زميني كه اكنون مي گذرانم و زندگي آسماني كه در خيال مي پرورانم ."    آيبوري

   صفت بارز و مشخص دوره جوانی از جنبه عاطفي خيال پردازي شديد است . تخيلات دريچه‎هاي اطمينان بخش براي رهايي موقت از مشكلات و پناه بردن به دنياي آرام خيالات و رؤياها هستند .

  تخيل گرايي كه نقطه آغاز آن در دوره نوجواني است به مرزهاي جواني نيز راه مي يابد و تا حدود زيادي در رفتار و منش جوانان تأثير مي گذارد . جوانان از اين موضوع آگاهي دارند كه درعالم خيال به واقعيت هاي دنياي خارج دسترسي نيست با اين وجود به‎عالم خيال رو مي كنند زيرا در اين شرايط است كه احساس نوعي آرامش نسبي مي كنند. بدون شك تخيلات موجب تقويت نيروي ذهن و انديشه و موجد خلاقيت هاي هنري ، فكري وعملي مي شود اما لازمه آن جهت دادن و تمركز بخشيدن به این نیرو است . اين نوع تخيلات مفيد و سودمند را در آثار نويسندگاني چون ژول ورن مي توان جستجوكرد كه آثار آنها علاوه بر جنبه تخيلي ويژگي هاي علمي نيز دارد.

  بايد در نظر داشت چنانچه نيروي تخيل از حالت اعتدال خارج شود به نوعي حالت بيمار گونه منجر خواهد شد كه در اصطلاح به آن حالت ميتو ماني مي گويند اين پديده كه در دختران نوجوان و جوان مشاهده مي شود به گونه‎اي است كه فرد به  دروغ پردازي افسانه ای به مانند  صورتي از بيماري ميتوماني  علاقه پيدامي كند . جوانان حقيقت را  وراي امواجي از تصاوير و تخيلات تعبير مي كنند بنابراين بايد در قضاوت درباره آنها احتياط كرد. روابط معيوب و نامناسب اطرافيان و به ويژه والدين با جوان او را به خيال پردازي و انزواجويي بيشتر سوق مي دهد و در نتيجه در پاره اي از موارد منجر به اتخاذ روشهاي دفاعي مي شود. دروغ پردازي افسانه اي و تخيلي يكي از اين روشهاست.

  تخيلات جوانان به خودي خود مطلوب مربيان نيست اما نقطه شروع مناسبي است كه مي توان از آنجا با آنها همراهي كرد و به تدريج به دنياي روشن واقعيات رسيد كه اين امر نيازمند خويشتن داري تحمل و صرف نيروي رواني است . خيال پردازي جوانان بر حسب جنسيت و سن آنها متفاوت و شامل موضوع هاي متنوعي است . از سوي ديگر پيشرفت خيال بافي با رشد عقلاني نسبت عكس دارد : يعني هر اندازه رشد نيروي تشخيص و واقع بيني بيشتر شود از ميزان خيال پردازي كاسته خواهد شد .

  يكي از اهداف تخيلات و تصورات جوان وجود خود اوست در اين مرحله جوان علاقه‎مند است كه حالات رواني افكار و انديشه‎هاي خويش را تجزيه وتحليل نمايداين حالت را در اصطلاح خود گرايي نيزمي گويند ومشخصه ی اصلي آن كالبد شكافي رؤياها ، انديشه ها و افكار و احساسات جوان به وسيله خود اوست. علاقه جوان به اكتشاف دنياي دروني خويش زمينه مناسبي است كه در گفت و گوهاي صميمانه بتوان او را درشناخت خويشتن ياري رساند . كتاب هاي مفيد و سالم روان شناسي كه به زبان ساده نوشته شده باشد مي تواند اطلاعات مفيدي در اختيار جوانان قرار دهد تا آنان با اصول علمي حاكم بر رفتارها و شخصيت خود آشنا شوند مربيان مي توانند بخشي از فرصت ها و ساعات پرورشي مدارس را به اين امراختصاص دهند و ازاين را ه با جوانان و نوجوانان گفت و گو كنند تا شناخت لازم از شخصيت و مسائل تخيل گرايي حاصل نمايند. بي شك بخشي از مشكلات دوران جواني و نوجواني ناشي از اين است كه آنها تصوير دقيق و صحيحي از خود ندارند و نمي دانند كه ماهيت آنها چيست و چه بايد بكنند؟ اين مسئوليت برعهده مربيان و والدين است كه كوشش كنند جوانان به شناخت برسند و آنها را ياري كنند تا تصويري واقع بينانه و صحيح از خود به دست آورند. 

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:20 | لینک  | 


جوان : تمايلات غريزي و حيات جنسي


" كسي كه در خود احساس كرامت مي كند شهوات و خواهش هاي نفس ، نزد او بي مقدار مي شود."حضرت علي ‹ع› 
 
   بي شك يكي از نيرومند ترين غرايز ، نيروي جنسي و تظاهرات حياتي آن است . اين نيرو از ابتداي تولد به صورت كمون (نهفته) در وجود آدمي نهاده شده است . فرد تا پيش از بلوغ ، دوران آرام و بي تحركي را پشت سر مي گذارد ، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام آرام زمان بيداري اين نيرو فرا مي رسد و رفته رفته تمامي وجود نوجوان را در بر مي گيرد و تأثيرات زيادي بر او مي گذارد به گونه اي كه نوجوان ، خود را در چنگال قوي اين غريزه ، تقريبا ًبي دفاع و ناتوان مي بيند و آن را خارج از حيطه اراده و اقتدار شخصي خود احساس مي كند . به همين دليل ظهور و بروزاين غريزه خواه ناخواه با مشكلاتي توأم است . شكوفايي اين غريزه ،به تدريج با هزاران تصور و احساس ديگر همراه مي شود و پس از مدتي تقريباً مالك اصلي وجود آدمي مي گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 22:14 | لینک  | 

در ادامه ی بحث اصول و سرچشمه های موفقیت به برخی دیگر از این اصول اشاره می شود.(۲)

خلاقیت

تكنيك‌هاي فعال كننده مكانيزم خلاقیت: 

1ـ باور داشته باشيد كه خالق مهربان در وجود شما گنجينه‌اي از خلاقيت به وديعه نهاده است.

2ـ هدف گذاري و برنامه‌ريزي مكانيزم موفقيت را فعال كنيد.

3ـ بر اهداف خود  تمركز كنيد.

4ـ براي تمركزاز مكاني خلوت و زماني ويژه استفاده نماييد.

5ـ هر چه مطالعه، تحقيق و تمركز بر موضوع مورد نظر بيشتر باشد مكانيزم خلاقيت شما تحرك بيشتري خواهد داشت، از پراكندگي در امور جداً بپرهيزيد.

6ـ از قدرت تخيل براي تجسم اهداف استفاده كنيد.

 اديسون مي‌گويد: وسعت نبوغ و خلاقيت انسان به پهناوري نحوه تخيل و توانايي اوست.

تكنولوژي مدرن و فوق مدرن، نتيجه استفاده بشر از قدرت خلاقيت خويش است، هر آنچه را كه از ابتكارات و نو‌آوري مشاهده مي‌كنيد، در علوم فيزيك، شيمي، رياضيات، زيست‌شناسي، فيزيولوژي، پزشكي و... همه ظهور و تجلي قدرت خلاقيت انسان است.

و تو اي عزيز، همه اين توانايي‌ها را در اختيار داري، كافي است با اشتياق،‌ مطالعه، هدف‌گذاري، تمركز، برنامه‌ريزي و بالاخره تلاش مستمر به بهره‌مندي از آن‌ها اقدام نمايي. آري گنجينه پربهاي وجود را ازابزارهايي كه ذكر آن گذشت، استخراج كرده، خود و جهان را از آن بهره‌مند نما.

 

 

كمال‌جويي

يكي از عوامل موفقيت قهرمانان، كمال يابي است، قهرمانان از سعي و تلاش مؤثري براي ممتاز شدن در رشته و حرفه مخصوص به خود بهره‌مند هستند.

در جهان كنوني كه عصر رقابت است كسي كه به دنبال موفقيت بيشتري است به يقين بايد امتيازي نسبت به رقباي خويش داشته باشد.انسان در حرفه و تخصصي كه دارد، خواه تحصيلات، مديريت، كشاورزي، صنعت، تجارت، طبابت و... حتي خانه‌داري بانوان، براي موفقيت بايد از كمالات، علم و تجربه و خلاقيت بيشتري نسبت به رقبا بهره‌مند باشد، در غير اين صورت، بايد ميدان مسابقه را ترك كند.

كمالاتي كه انسان براي موفقيت و كاميابي به آن نيازمند است، علاوه بر علم، تجربه، خلاقيت، نوآوري و ابتكار بهره‌مندي از جاذبه‌هاي اخلاقي و شخصيتي، ارتباط با گرداننده كائنات نيز مي‌تواند باشد كسي كه رابطه صميمانه‌اي با مدير آفرينش داشته باشد، او نيز با مهرباني خاصي كه نسبت به انسان‌ها، مخصوصا دوستانش دارد، همه امتيازهاي لازم را براي موفقيت به انسان هديه مي‌كند حتي هديه‌اي بدون چشم داشت.

اي يگانه گوهر آفرينش، با ايجاد ارتباط معنوي با مدير مهربان آفرينش هر روزه بر كمالات، امتيازها و مهارت‌هاي خود بيفزاي تا ان‌شاءالله همواره پيروز و كامياب باشي.كسي كه با خالق بسيار مهربان و دلسوز، ارتباط صميمانه‌اي داشته باشد به يقين به كمال مطلق متصل شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:41 | لینک  | 


جوان و جستجوي هويت


"
جستجوي يك جوان در پي هويت ، از برخي لحاظ همان جستجوي معناي زندگي است.    (اريكسون)

"مقدمه"
   هويت از واژه هاي پر معناي دوره ي نوجواني و جواني است. پديده اي كه بعدها و در سالهاي جواني به صورت تكوين هويت يا بحران هويت ظاهر مي شود.بنابراين مهمترين سالهاي زندگي يعني دوران نوجواني و جواني عرصه تجلي شكل گيري و يا از هم پاشيدگي هويت است.

" تعريف هويت"
  در ميان تعاريف متنوعي كه در باب هويت فرد ذكر شده اظهار نظر " جان گاردنر" از صراحت وجامعيت بيشتري برخوردار است . او مي نويسد:" يك فرد جوان بايد بياموزد كه بيش از هر چيز خودش باشد ، در جايي كه بيشترين ارزش را براي ديگران دارد - ديگراني كه مطمئنا ً براي او نيز عزيزتر از هر چيز ديگر هستند مراد از اصطلاح " هويت " چنين رابطه متقابلي است كه متضمن يكي بودن با خويشتن و در عين حال به نوعي سهيم شدن با زندگي دروني ديگران است."

" مفهوم بحران هويت" 
  مطابق تعريف مذكورحفظ تعادل ميان " وحدت با خود" و " حضور در تجربه باطني ديگران" از نشانه هاي احراز هويت محسوب مي شود بر اين اساس هر گاه تعادل مذكور بر هم خورده و حالت عدم توازن ميا ن آنها به وجود آيد نوعي اختلال يا بحران در هويت پديدار مي شود آن وضعيت را اريك فروم با زيبايي خاصي چنين توصيف مي كند :" لزوم همرنگ شدن {با ديگران} با از دست رفتن هويت بيشتر مي شود."
ازعبارت " فروم" چنين برداشت مي شود كه فرد تأمين انتظارات ديگران ومانندآنها شدن را بر " خود واقعي بودن" ترجيح دهد ناگريز است بهاي سنگيني بپردازد و آن دست كشيدن ازخود انگيختگي و فرديت است." اريكسون" نيز بحران هويت را در عدم توانايي نوجوان براي قبول نقشي كه جامعه از او انتظار دارد ، معنا مي كند. شايد مشكلات متعددي باشد كه فرد در سالهاي بعد زندگي به جهت بحران هويت با آن مواجه خواهد شد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:58 | لینک  | 


جوانان و دوستي



   "ناتوان ترين مردم كسي است كه از انتخاب دوستان براي خود عاجز باشد و ناتوان تر كسي است دوستاني كه دارد را از دست بدهد."       حضرت علي (ع)
   انسان از چه روي به معاشرت با دوست نيازمند است ؟ آيا به اين جهت كه موجود ي اجتماعي است يا از اين جهت كه در معاشرت علاقه مند به كسب بينش زندگي و دانش اجتماعي است؟ پاسخ ما، هر دو را شامل مي شود. جوانان به دو دليل بيش از سايرين به دوستي ها گرايش دارند: اول اينكه آنان مي خواهند در گروه همسالان جايگاهي داشته باشند و پذيرفته شوند تا از اين راه بر احساس تنهايي خويش فائق آيند و از سوي ديگر در حلقه ارتباط دوستي است كه فرد مي تواند خودي نشان دهد و ابراز وجود نمايد و بخشي از توانايي هايش را به ظهور برساند. دوستي و مصاحبت در فرهنگ و ادبيات ما پيشينه اي عميق و كم نظير دارد . براي مثال برخي از حكما گفته اند :" دوستان را درياب كه زيور آسايشند و ذخيره گرفتاري. و"يا " هر كه دوست فراوان دارد بر گردن دشمنان سوار شود."


  " موريس دبس " كه در زمينه روان شناسي بلوغ مطالعات و تحقيقات زيادي كرده است عقيده دارد كه دست كم سه نوع دوستي در اوايل جواني  شكل مي گيرد:
1. دوستي هايي كه غالبا ًميان جوانان همسن و همجنس در محيط آموزشگاه يا محيط هاي شبانه روزي نظير خوابگاه هاي دانشجويي شكل مي گيرد و در بيشتر موارد يا به خاطر خدمتي است كه يكي در حق ديگري در موقعيت خاص انجام داده است يا در نتيجه سلب اعتماد از يك دوست قديمي به وجود مي آيد . اين نوع دوستي ها با تقديم هديه و نشان دادن احساسات خالصانه به اوج مي رسد و بيشتر اين دوستان ترجيح مي دهند كه دوستانشان همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و ديگري در اين ارتباط عاطفي مشاركتي نداشته باشد.
2.دوستي اي كه بين جوان و نوجوان با كودك به وجود مي آيد و مبتني بر حمايت فرد از دوست خردسال است ،در مورد اين دوستي ها بايد از نظر اخلاقي و روحي كاملا ًاحتياط كرد . در غير اين صورت احتمال راه يافتن انحرافاتي از قبيل آلودگي جنسي به اين دوستي ها وجود دارد و اين زماني است كه بد آموزي هاي خانوادگي ، مراقبت نكردن والدين و خلاءعاطفي كودك ، نوجوان يا جوان زمينه را براي لغزش هاي اخلاقي فراهم مي نمايد.
3.دوستي اي كه بين جوان و فردي كه بزرگتر از او به وجود مي آيد ودوست بزرگتر به خاطر داشتن جاذبه هاي اجتماعي مي تواند اعتماد جوان را به خود جلب كند كه در بعضي موارد اين دوستي به رابطه اي تنگاتنگ مي انجامد . منزه بودن دوست بزرگتر در اين روابط و نظارت خانواده بر دوستي جوانان و نوجوانان ضرورتي انكار ناپذير است.

معيارهاي انتخاب دوست 
   جوانان در دوست گزيني همانند هر انتخاب ديگري نيازمند معيارهاي روشن و قاطعي هستند . برخي از ميزانهاي دوست يابي جوانان عبارتند از :

  1. رازداري: همان گونه كه خداوند حافظ اسرار آدمي است دوستان نيز بايد در اتباط با يكديگر رازدار باشند. در اين زمينه يكي از نويسندگان چنين نوشته است: " ما حق داريم اسرار خودمان را با همه كس بگوييم ولي اسرار ديگران امانتي است كه به دست ما سپرده اند نبايد در امانت خيانت كنيم."
2. يكرنگي : دوستاني كه ظاهر و باطنشان يكي است مي توانند اعتماد جوانان را جلب نمايند. در حقيقت اين ويژگي در افرادي تبلور مي يابد كه شخصيت سالمي داشته باشند و احساس حقارت نكنند.
3. پايداري درسختي ها: از نشانه هاي جوانمردي اين است كه دوستان در پيشامدها و تنگنا ها يكديگر را تنها نگذارند و حتي در دشواريهاي زندگي بيش از زمان راحتي و آسايش در كنار يكديگر بمانند و مرارت ها را ميان خود تقسيم كنند.
4. فضيلت واخلاق:  دوستان جوانان  بر شخصيت آنان تاثیرگذارند به اين مفهوم كه صفات عالي انساني آنها به راحتي به ديگري منتقل مي شود. انتخاب دوستاني كه از معنويت و فضايل انساني برخوردارند موجب  تعالي شخصيت جوانان مي شود . پيامبر گرامي اسلام ‹ ص› از حضرت عيس بن مريم ‹ ع› حديثي نقل فرموده اند كه مضمون آن چنين است : " با كساني دوستي نماييد كه ديدارشان شمارا به ياد خدا بيندازد ، گفتارشان بر علم و دانش شما بيفزايد و کردارشان شما را مشتاق آخرت نماید.
                                                ادامه دارد...........................

 

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 23:47 | لینک  | 


           نقش تربیت در جوانان
" تربيت، زيباترين چيزي است كه در بهترين انسانها ، آشكار مي شود."( افلاطون) 
در ميان عوامل مختلفي كه منشأ و موجد تحولات اجتماعي مي شود، تربيت، آرامترين مطمئن ترين و مفيد ترين آنها مي باشد، تربيت ، روندي بسيار طولاني دارد و تقريباً در همه مراحل عمر آدمي از تولد تا مرگ، نقش خود را ايفا مي كند ، ولي اين نقش در برخي مراحل بر جسته و تعيين كننده و در مقاطعي ديگر نقش آن كمرنگ و محدود مي باشد. برخي از روان شناسان نظير " كارن هورناي " . مهمترين سالهاي تربيت پذيري را هفت سال اول زندگي و پاره اي ديگر تا دوران نوجواني مي دانند و معدودي نظير " كارل يونگ" تأثيرپذيري آدمي از تربيت را تا چهل سالگي ، مي دانند. ابتدا بايد معلوم نمود كه مقصود از تربيت چيست؟ آيا آموختن مفاهيم علمي و يا انباشته كردن ذهن شاگردان است؟
" امرسون" مي گويد: " يك مسأله علمي را به شاگرد ياد دادن كار آساني است ، ولي او را با اميد و اراده و جديت تربيت كردن و قواي روحي اش را براي كار آماده كردن ، عملي است دشوار كه ازهمه كس ساخته نيست".
در حقيقت ، بايد گفت انتقال علم مرحله نازلي از تربيت است و ايجاد روح علمي ، مرحله عالي تربيت است.
در مرحله بعد ، ضروري است، از عواملي كه اثر گذار بر تربيت هستند ، سخن گفت،مهمترين آنها عبارتند از: زمينه ژنتيكي ، عامل محيط خانوادگي ، محيط آموزشي ‹ مدرسه›، محيط اجتماعي ‹نفوذ همسالان ،نهادها و مراكز اطلاع رساني و رسانه هاي گروهي›، عامل رشد ( تحولات مربوط به عامل سني )، عامل مذهب و در نهايت اراده خودساز شخصيت . هر يك از اين عوامل در زمان خاصي ، وارد صحنه شده و تأثيرات خود را بر آدمي اعمال مي نمايد . به گونه اي كه مي توان ، شخصيت فرد را بر آيند عوامل مذكور تلقي نمود با اين توضيح كه دايره نفوذ تأثير هر يك از عوامل كه گسترده تر باشد، شخصيت آدمي در همان جهت ،شكل مي گيرد.
در گام سوم ، بايد ملاحظه نمود تربيتي كه بتواند از جوانان شخصيتي متعادل و هماهنگ به وجود آورد چه ويژگيهايي داد؟ چنين تربيتي بايد ناظر بر جنيه هاي متنوع وجود آدمي به شرح زير باشد:
الف - تربيت بدني (فيزيكي) -
هدف اصلي از چنين مقوله تربيتي ، اين است كه توان و نيروي فعال جوان را در مسيري مطلوب و هدايت شده ، به جريان بياندازد و روح آدمي را پاكيزه و مصفا كند و بر اعتماد به نفس فرد بيفيزايد .
ب - تربيت عاطفي -
غايت تربيت عاطفي ، پرورش احساس نوعدوستي ، همدلي و تفاهم با ديگران و به ويژه همسالان است . به گونه اي كه جوانان بتوانند به درستي با معاشران و دوستان و اطرافيان خود به دادو ستد عاطفي بپردازند و بيش از آنچه كه " منش گيرنده " داشته باشند از " منش دهنده " برخوردار باشند و به مرحله اي برسند كه " ايثار عاطفه " به ديگران را مقدم بر " دريافت عاطفه " از ديگران ، بدانند.
ج - تربيت اجتماعي -
انتظار ما از تربيت اجتماعي جوانان ، اين است كه آنها از جايگاه و منزلت حقيقي خود خود در جامعه آگاه باشند و به خوبي بتوانند چنين موقعيتي را احراز نمايند.
فعاليتهاي فوق برنامه مدارس ، گروههاي بحث و بيان ، تحقيق گروهي ، مسابقات فرهنگي وهنري ومحافل بحث و انتقاد جوان ، فرصتهاي ارزنده اي براي فرايند اجتماعي شدن جوانان ، محسوب مي شوند.
د - تربيت عقلي ( ذهني ) -
چنانچه بشري را به عنوان فرايندي بي انتها ، درنظر آوريم و تكوين منش را بر تعليم دانش مرجح بدانيم در اين صورت ، بايد اذعان نمود كه تربيت فكر و انديشه در بالاترين جايگاه " هرم تربيت " قرار مي گيرد. اگر چه به گفته " ويل دورانت " ، ما در شرايطي از جهان معاصر بسر مي بريم كه از تفكر و انديشيدن ، بازمانده ايم و بر همين اساس ، از لذت انديشه و فكر نيز محروم مانده ايم .
ه - تربيت اخلاقي ( معنوي )- منظور اصلي از اين بعد تربيت اين است كه بتوانيم نسلي را بپروارنيم كه نه فقط حامل معرفت ديني باشد بلكه عامل معرفت ديني محسوب شود. و در حقيقت چنين تربيتي بتوانندبه " تحول از درون" منجر شود و خود نيزمنشأ تحول در دلها و جانها ي ديگري باشد . برخي ازكارشناسان سازمان يونسكو از جمله راه حلهايي كه براي آموزش نوين جوانان ، پيشنهاد مي كنند . اين است كه بايد به گونه اي عمل نمود كه استقرار مجدد ارزشها و طرز تلقي هاي اخلاقي در جوامع در حال دگرگوني را شاهد باشيم .
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 0:23 | لینک  | 


          عوامل تاثير گذار در روحيه انسان


         حالات روحي انسانها متاثر از عوامل زيرمي باشد:

1ـ باورها

يكي از عواملي كه در حالت‌هاي روحيه مؤثر است باورهاي انسان است، كسي كه باورهاي مثبت دارد، به آينده اميدوار است و خود را سرشار از نعمت مي‌بيند داراي روحيه‌اي مثبت است و براي آينده هدف‌گذاري، برنامه‌ريزي و تلاش مي‌كند. اما كسي كه باورها و روحيه‌اي منفي دارد، همواره به خود  مي‌گويد: نمي‌شود، امكان ندارد، شانس ندارم،توان ندارم، نمي‌گذارند، پول ندارم، لياقت ندارم و... چنين شخصي اميدي به آينده ندارد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 13:56 | لینک  | 


   ترس در کودکان و راه های مقابله با آن (3) 


         برخی از علائم و نشانه های ترس در کودکان               

·        طفره رفتن و عقب نشینی از موضع خود  گوشه گیری و هراس.

·        نگاه خیره  چهره مضطرب  عدم آرامش  گاز گرفتن و جویدن لب ها.

·        دل درد  سردرد  تهوع و داشتن ناراحتی به هنگام خواب .

·        عدم هماهنگی وهم خوانی در حالات و رفتار  تیک های عصبی و حرکات تنشی.

·        تکان تکان خوردن های یک نواخت و پشت سرهم   خارش های عصبی.

·        بی ارادگی  محتاطی بیش از حد  رعایت نکردن حد و مرز در رفتار خود  حالات تهاجمی  جستجوی نگاه بزرگترها  اغلب به تنهایی بازی کردن  مقابله نکردن و دفاع نکردن از خود خودداری از هر کاری  رفتارهای غیراختیاری وفریادکشیدن

 

چگونه به وجود ترس در کودک خویش پی ببریم

ترس مانند طنابی گلوی انسان را می فشارد این امر بخصوص در مورد کودکان صادق است. هیجانات و تنش ها گاهی می توانند به اندازه ای شدید باشند که قدرت هرگونه حرکتی از کودک سلب شده و از موضع خود عقب نشینی کند.

 

گاهی برای کودک بسیار دشوار است که احساس درونی خود را توصیف کند او به خوبی نمی داند که چه چیزی در درونش رخ داده است. گاهی کودکان به دو علت ترس خود را از ما مخفی می کنند: نخست می ترسند که شاید آنها را جدی نگیرند. دوم آنکه تصورمی کنند در صورت  صحبت کردن در مورد ترس  ترس و وحشت بیش از گذشته به سراغشان آمده و آنها را تعقیب کند.

                                         نکته :

کودکان کم حرف و ساکت را می توان با استفاده از تصاویرو اسباب بازی های پارچه ای حیوانات و عروسک های انگشتی به حرف آورد.گفتگو با افراد مورد علاقه کودکان به آنان تسلی بخشیده و حرف زدن را برای آنها آسان تر می کند.

 عشق و علاقه  دلداری و احساس امنیت به کودکان کمک می کند تا در برابر فشارهای حاصل از ترس مقاومت نمایند. بهترین روش آرامش برای کودک در سال های اول زندگی این است که او را محکم در آغوش بگیریم. با افزایش سن و بالا رفتن سطح آگاهی و هوشیاری صحبت کردن کودک با دیگران از اهمیت بیشتری برخوردار می شود.

 

در صورتی که کودک فرصتی به دست آورد تا درباره مشاهدات و تجربیات خویش صحبت کند از انجام این کار چیزهایی می آموزد.

از این رو باید به عنوان پدر و مادر سعی کنیم تا با کودک خویش وارد بحث و گفتگو شویم با انجام این کار حداقل یک چیز عاید ما می شود و آن این که : می توانیم ارزیابی کنیم که کودک  ما تا چه اندازه گرفتار ترس شده است. سپس اقدامات مناسبی را جهت بر طرف کردن ترس بکار گیریم.

 

وقت گذاشتن برای شنیدن حرف های کودک حس زیبایی به او دست می دهد حسی که به او می فهماند شما به مشکلاتش علاقه مند و به احساسات و عواطفش توجه دارید.با توجه به قوانین زیر راحت تر می توانید بینشی در مورد حالات روحی فرزند خود داشته باشید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 15:18 | لینک  | 


ترس درکودکان و راه های مقابله با آن (2)


ترس مبارزه ای است که کودک در مقابله با آن می تواند نیروها و توانایی های خویش را امتحان کرده و محک بز ندم.مقابله با ترس از مهمترین تجارب در هنگام رشد و نمو محسوب می شود .کودکانی که زودتر از موعد درمی یایند که  ترس بخشی از زندگی است بعدها در مورد مشکلاتی که در مدرسه در ارتباط و معاشرت با دیگران در فعالیت های اوقات فراغت و مشکلاتی که در زندگی شخصی و شغلی اجبارا" با آنها مواجه می شوند واکنش متزلزل و ناپایداری از خود نشان نمی دهند.

 

کودکانی که هیچ وسیله ای برای غلبه بر ترسهای خود نمی شناسند همیشه در برابر ترس احساس درماندگی کرده و در مقابل خطرات ناشی از آن نیزاحساس بی پناهی می کنند.

 

کودکان نباید در محیطی رشد کنند که همه مشکلات و دشواری ها از آنان دور باشد چرا که بزرگ شدن به مفهوم فراگیری شناسایی و ارزشیابی مخاطرات نیز هست . اگر کودکی با حمایت والدین قادر به مقابله با موقعیت های ترس آور باشد غلبه بر ترس را به شجاعت والدین خود نسبت می دهد.

 

وقتی کودکی از دوچرحه سواری بدون چرخ های محافظ ویا ازاولین روزمهد کودک می ترسد نباید او را ترسو محسوب کرد بلکه خودداری او فقط نشانه آن است که با یک موقعیت جدید بلافاصله کنار نمی آید. کودک باید ابتدا با چیزی که برایش پیش می آید آشنا شود پیش ازاینکه جسارت خطر کردن را پیدا کند. گاهی اوقات این مسئله فقط به زمان نیاز دارد.هنگامی که کودک بزرگتر می شود مسایل دشوار را راحت تر حل می کند.

 

عدم درک و آگاهی از موقعیت کودک با عباراتی مثل  "نباید بترسی" و همچنین دل سردی ها نظیر "از عهده این کار بر نمی آیی " و یا تهدید کردن ها شبیه " اگر این کار را این طوری انجام بدهی دیگر با تو بازی نمی کنم " اصلا" به کودک کمک نمی کند . چرا که از او موجودی بی جرات و ترسو می سازد.

 

به منظور یادگیری روش های صحیح برای غلبه بر ترس بهتر است که کودکان با حل مفید و سودمند مشکلات مرتبط گردند.دستورهای ریاست مآبانه  نظیر" بهتر است این طورعمل کنی " و یا شعارهای این چنینی " اگر من به جای تو بودم آن وقت....." کشش و نیروی کودکان را برای انجام کارهای خلاق و مستقل از آنان می گیرد. برعکس پرسش هایی چون "حالا چه کاری می توانیم بکنیم ؟" یا " چگونه این کار را کردی؟" کودکان را به داشتن نظرها و افکار شخصی تشویق و دلگرم کرده و قوه ذوق و ابتکار و توانمندی آنان را در حل مشکلات تقویت می کند.

 

ترس چهره های بسیاری دارد. ترس به شکل نا آرامی اختلال در خواب وگاهی حتی به صورت رفتارهای خشن ظاهر می شود.اغلب کودکان گوشه گیری می کنند حرف نمی زنند و خود را کنار می کشند.

 

نکته مهم درارتباط والدین با کودکان دراین است که کودکان بتوانند ترس های خویش را آشکارا نشان دهند این امر فقط در صورتی امکان پذیر است که آنها بیاموزند نباید همیشه احساساتشان را مهار کرده و مخفی کنند.

 

اگر کودکان بیم آن را داشته باشند که نگرانی آنان جدی گرفته نمی شود و یا مورد تمسخر قرار می گیرند هیچ وقت به افراد دیگر اعتماد نکرده و با آنان درد دل نمی کنند. سخنانی مانند: "من به سن توکه بودم خیلی شجاع تر بودم " یا" یک پسر که نمی ترسد " تنها سبب می شوند که کودکان مشکلات شان را نزد خود نگه دارند.

 

بنابراین باید همیشه یک گوش شنوا برای شنیدن حرف های کودکانمان داشته باشیم . تنها وقتی که آنها ما را به عنوان یک هم صحبت آگاه جدی و فهیم بشناسند می توانیم از آنها افرادی جسور و شجاع ساخته و حمایت و پشتیبانی لازم را از آنان داشته باشیم.

  این نشانه ها می توانند از علائم ترس با شند.................            ادامه دارد.......

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 11:51 | لینک  | 


ترس در كودكان و راه هاي غلبه بر آن(۱)


 مسلما" هيچ چيز زيباتر از خنده شادمانه كودكان نيست. با اين همه در دنياي درون  كودكان همواره آرامش و شادماني حاكم نيست.در سالهاي اوليه زندگي كودكان دائما" بايد در موقعيت هاي جديد قرار گرفته و بسياري از برداشت هاي نا مانوس را در ذهن خويش بسنجند.

 

قرار گرفتن كودكان در موقعيت هاي جديد و متفاوت باعث ترس در آنان مي شود در اينگونه موقعيت ها پدر ومادر نقش اساسي در كاهش ترس فرزندانشان دارند.

 

اطلاعات والدين در خصوص مراحل رشد و نحوه برخورد آْنان با ترس فرزندانشان تا حدود زيادي به كاهش ترس در كودكان اين نوگلان نوشكفته زندگي كمك مي نمايد.

 

ما به دو علت نمي توانيم نسخه دقيقي براي مقابله با ترس به شما بدهيم: اول اينكه بحران ها و مشكلات بر حسب فضاي حاكم بر خانواده و رشد و تكامل هر كودك بسيار متفاوت مي باشند و ديگر اينكه اين روش خوبي نيست كه اجازه دهيم كودكان در يك محيط كاملا" آرام و دور از هر گونه ترس وهراسي رشد كنند. بر عكس قصد داريم نشان دهيم كه چگونه به كودك خود ياري دهيد تا بر ترس هاي خويش غلبه كند و اين فقط با صبرو حوصله و همدردي با كودكان امكان پذير است.

 

علائم و نام هاي زيادي براي ترس وجود دارد كه در زبان گفتار عاميانه به شكل مترادف بكار مي روند براي درك بهترمفهوم ترس بهتر است كه ميان تك تك اين مفاهيم تفاوت قائل شويم:

 

·    ترس ناگهاني : يك وكنش مستقيم نسبت به يك رخداد غير منتظره مانند يك صداي بلند و ناگهاني يا يك صاعقه برق آساست.

·    خوف و هراس: خوف وهراس از راه يك تهديد عيني مثلا" از يك سگ در حال غرش يا يك موجود خيلي بزرگ و ترسناك بوجود مي آيد. هراس به محض از بين رفتن خطر و يا مانوس شدن فرد با وضعيت موجود فرو مي نشيند.

·    ترس: در واقع ترس مي تواند از راه يك تهديد خارجي بوجود آيد اما سرچشمه واقعي آن ضعف و ناتواني در احساسات عمومي عدم اطمينان و فقدان اعتماد به توانايي هاي  شخصي است. توانايي هايي كه به وسيله آنها مي توان با موقعيت ها كنار آمد.

·    تشويش ها: تشويش ها يا ترس هاي بيهوده عبارتند از واكنش هاي اغراق آميز و مفرط ناشي از ترس نسبت به چيزها يا موقعيت هاي معين. يك برخورد آميخته با ترس از يك سگ كافي است تا  فرد تمام عمربا وحشت و ترس از جلوي سگ فرار كند .

·    وحشت: وحشت ظهورحالت ترس در يك شخص يا گروهي از اشخاص است كه منجر به يك گريز بي برنامه و غيرمنتظره مي شود.

·       ادامه دارد............

 

          كودكان تا حدودي بايد ترس را تجربه كنند            غلبه برترس   در كودكان تجربه مي آفريند

 

                                     سخناني كه بهتر است كودكان نشنوند:

                                         نمي تواني اين كار را انجام دهي .

                                      بقيه مي توانند اين كار را انجام دهند.

                                      اين كار اشتباه و نادرست را انجام نده.

                                               خودت را كنترل كن ديگه .

                                        سخناني كه به كودكان كمك مي كند:

                                         بهتر نيست يك دفعه ديگه با هم سعي كنيم ؟

                                             اين راه ممكن را هم امتحان كرده اي؟

                                    بيا يك دفعه ديگه موضوع را با هم بررسي مي كنيم.

                                  بيا با هم ديگه فكر كنيم كه تو چكار مي تواني انجام دهي.

                                                     …….  ادامه دارد……..

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 0:31 | لینک  | 

        


                جوان و داشتن هدف در زندگی


  1.  
     اگر اين واقعيت را بپذيريم كه ذهن جوان ، ذهني پر تكاپو وجستجوگر اس
    ت ، آنگاه پذيرش اين مطلب كه آنها علاقمندند از زندگي و هدف آن ، بيشتر بپرسند آسانتر خواهد بود . هدف براي زندگي نسل معاصر ، همچون آهن رباي نيرومندي است كه تمامي ذرات وجود جوانان را به خود جذب كرده و علاوه بر اينكه مانع از پراكندگي و تجزيه نيروهايشان مي شود، قادر است توان آنان را به طور متمركز ، در مسير ارزنده اي شكل داده و به كار گيرد.
    هدفداري و آثار آن

        شايد كمترفرصتي پيش آيدتا جوانان در اين معنا تأمل كنند كه هدف چه نقشي در زندگي آنان ايفا مي كند، ولي آگاه كردن آنها به برخي از تأثيرات مطلوب و سازنده هدفدار بودن در زندگي ، ضروري است و ما به اختصار به آنها مي پردازيم:
    1- انتخاب هدف در زندگي جوانان ، موجب تمركز قواي فكري و وحدت عوامل رواني آنان مي شود و مانع هرزرفتن توانايي هايشان مي شود.
    2- قاطعيت و جديت از پيامدهاي مطلوب هدفداري نسل جوان است . زيرا آن كس كه مي داند از زندگي چه مي خواهد ، درمقابله با حوادث غافلگير نخواهد شد.
    3- حل تعارض ها و ترديدها ي كشنده زندگي ، با انتخاب هدفي مطلوب ، ميسر است. سرگرداني هاي بي پايان برخي از جوانان ، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص در زندگي است.
    4- قدرت تأثير گذاري نسل جوان بر اطرافيان ، به نوع هدف در زندگي بستگي دارد . هدفداري به جوانان  سرعت عمل، انتخاب مؤثر و توان برنامه ريزي براي آينده را مي بخشد.
    5- بهره گيري از فرصت ها يا به عبارتي " مديريت زمان" از آثار مطلوب هدفداري است، زيرا كسي كه به خوبي مي داند، " هدف اعلاي زندگي چيست" ، فرصت ها را خود فراهم مي كند و منتظرفرا رسيدن فرصت نمي ماند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 1:25 | لینک  | 

                     جوان و نيازهاي روحي

  • جواني ، مهمترين بخش زندگي آدمي است و مهمترين مسئله براي جوانان ، نيازهاي روحي آنهاست ، و باز مهمترين مسئله در اين حوزه ، نحوه تأمين و اقناع مطلوب اين قبيل نيازهاست.

    چگونه نيازهاي جوانان را بشناسيم؟
    شيوه هاي شناخت و معرفت نيازها،اهميت زيادي دارد.
    روش هاي عمده شناخت عبارتند از :
    1-
    مشاهده رفتار و حالات جوانان ،معرف بخشي از احتياجات رواني آنهاست . در موقعيت هاي گوناگون ، اغلب مي توان از وراي رفتار ظاهري به احتياج باطني و از جلوه هاي بيروني شخصيت آنان به نيازهاي درونيشان پي برد.
    2- گفتگو با جوانان ، فرصت ارزنده اي را براي شناخت نيازهايشان فراهم مي آورد . شايسته است ، هر زمان كه موقعيت براي همدلي با آنان مهيا مي شود، گفت و شنودهايي صميمانه و مؤثر ترتيب داد تا از خلال كلمات و عبارات جوانان ، به دنياي درونيشان نفوذ كنيم . حضرت علي عليه السلام ، دراين مورد جمله زيبايي دارند و مي فرمايند: "انسان در زير زبانش نهفته است."

    3- مطالعات و بررسي هايي كه در خصوص جواني و شگفتي هاي آن به عمل آمده است و نيز منابع علمي و پژوهشي در اين زمينه ، مي تواند بخشي ازاحتياجات روحي و رواني آنان را به ما بشناساند.
    4- تفكيك و بازشناسي نيازهاي اصيل از نيازهاي كاذب نسل جوان ، گام مؤثري در جهت شناخت دنياي دروني آنان است و در مقابل ،مساعدت به جوانان براي آنكه بتوانند بين نيازهاي منطقي و خواسته هاي غير منطقي خود فرق بگذارند، آنان را در تعديل خواسته هايشان وانطباق با تواناييشان ياري مي دهد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 0:38 | لینک  | 


اصول و سرچشمه موفقيت


راستي سرچشمه موفقيت كجاست؟ چگونه مي‌توان به آن دست يافت؟ راهكارهاي دستيابي به موفقيت چيست؟ دستاوردهاي رسيدن به سرچشمه موفقيت چيست؟ چگونه از سرچشمه موفقيت بيشتر و بهتر بهره‌مند شويم؟ اين سؤالها و سؤالهاي ديگر را در اين بخش  پاسخ خواهيم داد.  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 21:8 | لینک  | 


          باورهای منفي و راه هاي مقابله با آن


ناكامي انسان ریشه در باورهاي او  دارد، كسي كه باور دارد نمي‌تواند، شانس ندارد، و... اين باورهاي منفي در زندگي او محقق و مجسم مي‌شوند . زندگي تجسم افكار و باور‌هاي انسان است. باورهاي ذهني ما، براي  مغز برنامه‌ريزي مي‌كنند و مغز بر اساس برنامه‌ريزي ذهني ای  كه سرچشمه آن باور‌ها ست  به اعصاب و عضلات فرمان مي‌دهد.

اگر كسي باور داشته باشد نمي‌تواند از قله صعود كند، مغز همين پيام را دريافت كرده و ساز و كار بدن را ناتوان خواهد كرد. اما اگر باور داشته باشيد كه مي‌توانيد از دماوند صعود كنيد، مغز شما اين پيام را دريافت كرده و سپس عضلات را براي صعود به دماوند آماده مي‌كند.

فرمانده بدن ما، مغز است. اما مغز تحت تاثیرباورهاي ذهني ما است. هر فرماني كه باورهاي ذهني صادر كند، مغز نيز همان فرمان را به وسيله اعصاب تحريكي به اندام‌ها و عضلات خواهد فرستاد. باورهاي منفي چون غده‌اي خطرناك باعث شكست و نابودي انسان مي‌شوند. در مجموع از آموزه‌هاي ديني چنين نتيجه مي‌گيريم كه:

باور منفي، وسوسه‌اي از وسوسه‌هاي شيطان است در حالي كه باور مثبت، مژده‌اي از بشارت‌هاي الهي است.

اپيكتيوس ـ فيلسوف بزرگ رواقي ـ مي‌گويد:

ما بايد بيشتر از آن چه كه مراقب بيرون كشيدن «تومور و آبسه از بدن» باشيم، مراقب «بيرون كشيدن افكار نادرست از ذهن» باشيم.

آنچه انسان را محدود و ناكام مي‌كند، باورهاي محدود اوست، نه عوامل بيروني، محدوديت انسان در زندگي، چارچوب ذهني ای است كه  براي خويش ساخته است.

شما كه در جست‌و جوي رشد و كمال هستي، بايد باورهاي محدود كننده را نابود كني، و باور كنيد كه مي‌توانيد با حمايت خالق كائنات هر قله‌اي را فتح كني؛ فتحي آسان و پيروزمندانه.

 

تكنيك‌هاي مقابله با افكار منفي

1ـ امام صادق (عليه‌السلام) مي‌فرمايد:

تأثير پيش‌بيني و باور منفي، به تو وابسته است اگر آن را آسان‌گيري آسان مي‌شود و اگر سخت ‌گيري، مشكل مي‌شود و اگر آن را به هيچ نگيري، هيچ و بي‌اثر مي‌شود.

2ـ حضرت محمد(صلي الله عليه  و آله) فرمودند:

توكل بر خداوند پيش‌بيني منفي (باور منفي) را پوشانده و از بين مي‌برد.

هنگامي كه افكار منفي در انسان ايجاد مي‌شود، بايد بگوييد: پروردگارا از اين افكار منفي به تو پناه مي‌برم، از شر اين افكار مرا حفظ كن. .

3ـ افكار مثبت را تقویت كرده تا جايي كه ذهن ما به مثبت انديشي عادت كند و مكانيزم منفي بافي آن مختل شود.

4ـ از بيكاري پرهيز كرده و همواره مشغول انجام كارهاي مفيد باشيم تا ديگر ذهن فرصت منفي بافي را پيدا نكند.

5ـ در قدرت خالق آفرينش انديشه نماييم، زيرا افكار مثبت و منفي ما تحت تسلط او ست علاوه بر اين هر رويدادي در عالم با اجازه خداوند است، بنابراين كسي كه با او دوست بوده و از او كمك بخواهد، به طور يقين خداوند او را ياري كرده و از شر رويدادهاي ناگوار نجات خواهد داد.  

نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 0:46 | لینک  | 

خودباوري و اعتماد به نفس 

  اعتماد به نفس منشأ موفقيت افراد است، اگر كسي اعتماد به نفس داشته باشد،باحمايت خالق مهربان مي‌تواند هر قله‌اي را فتح كند. كساني كه در زندگي موفق نيستند، مهم‌ترين عامل آن، فقدان اعتماد به نفس است. از پيشوايان ديني ما نقل شده است كه: 

 بزرگ‌ترين سرمايه، اعتماد به نفس است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 0:53 | لینک  | 


به نام خداوند جان و خرد

اللهم اهدناالصراط المستقیم

با سلام به همه ی دوستان و همراهان

با وبلاگ خودشکوفایی قصد داریم به شکوفایی

فکر و اندیشه کمک کنیم با ما همراه باشید. 


نوشته شده توسط حسن عباسی در ساعت 16:28 | لینک  |